روز میلیشیا
روزهای نانوشته
مسعود همچنان فریاد میزند:
... . ، فیا عجبا، عجبا، ای عجب، والله... بخدا قلب آدم میمیرد از اندوه، علی که اینه، تازه گوشواره را از گوش دختر غیرمسلمان درآوردند، ولی شما چطوره، چطوره که چشم دختر مسلمان را از حدقه در میآرند دست مادر شهید مسلمان میشکنند دم بر نمیآرید، آخه تا کی؟
... . ، فیا عجبا، عجبا، ای عجب، والله... بخدا قلب آدم میمیرد از اندوه، علی که اینه، تازه گوشواره را از گوش دختر غیرمسلمان درآوردند، ولی شما چطوره، چطوره که چشم دختر مسلمان را از حدقه در میآرند دست مادر شهید مسلمان میشکنند دم بر نمیآرید، آخه تا کی؟

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر